سازمان هاي امروزي در جهت جهاني شدن رقابت مي كنند به طوري كه اين
رقابت به سطوح بي سابقه اي رسيده است. در بازارهاي رقابت جهاني ، سازمانها به يافتن
راه حل هاي كسب و كاري بهتر با ساختارهاي انعطاف پذير و قابل اطمينان تر نياز
دارند. بسياري از زيرساختارهاي سازماني و تشكيلاتي توسط سيستم هاي اطلاعاتي (كه
فرايندهاي كاري را بطور مستقيم و يا غير مستقيم در جهت رشد و ابقاء سازمان پشتيباني
مي كنند) توانمندتر شده اند. با اداره مؤثرتر اين فرايندها مزاياي رقابتي مي توانند
از طريق كاهش هزينه ، افزايش توليد و بهبود سرويس دهي مشتريان حاصل شوند. در دو دهه
گذشته گرايش خاصي به راه حلي متمركز كه فرايندهاي كاري را بهبود مي دهند ايجاد شده
است.
اين راه حل
عبارت است از :
برنامه
ريزي منابع سازمان يا Enterprise
Resource Planning (ERP)
در سيستمهاي ERP معمولاً مدل گردش كار[1] در نرم افزار برنامه كاربردي جاسازي مي شود. به منظور شكلدهي فرايند گردش كار ، بيشتر پارامترهايي كه ERP دارد به طرق مختلفي انعطاف پذير است.
به
عبارت ديگر سيستمهاي ERPجهت خودكاركردن وظايف كاري پديدآمده اند و راه حل داده اي
(اطلاعاتي) يكپارچه اي در سرتاسر زيرساختار سازماني ارائه مي دهند. سيستم هاي
برنامه ريزي منابع سازمان ، سيستم هاي اطلاعاتي پيكره بندي شده اي مي باشند كه
اطلاعات و فرايندها مبتني بر اطلاعات را در داخل و در ميان نواحي كاري سازمان
يكپارچه ميكنند.
به طور معمول شركتها به جهت برآوردن نيازهاي هر يك از سيستم
هاي كاري خود، نظير حسابداري ، خريد، برنامه ريزي و كنترل موجودي و... برنامه هاي
كاربردي كامپيوتري مجزايي ايجاد ميكنند. چنين سيستم هايي درون جزاير متناقض
اطلاعاتي رشد مي كنند؛ بنابرين تحكيم و اتحادشان ممكن نميباشد.
در نتيجه راه حل سيستمهاي ERP راه حل مناسب را فراهم كرده و اطلاعات و سرويسهاي مربوط به دپارتمانهاي سرتاسر يك سازمان را يكپارچه مي نمايند. اين راه حل به سازمانها اجازه ميدهد كه تمام منابعشان را بهتر اداره كنند و بدينوسيله و به واسطه يكپارچگي تمام اطلاعات در ميان فرايندهاي كاري مختلف هزينه ها را كاهش داده و كارايي را افزايش دهند.
سير تكاملي ERP از لحاظ تاريخي مبدأ و منشا سيستمهاي ERP مي تواند با برگشت به دهه 60 ميلادي دنبال شود كه در آن زمان تمركز سيستم هاي اطلاعاتي بطور عمده بر اداره كردن سنتي موجوديها بود. در دهه 70 ميلادي سيستمها بر برنامه ريزي احتياجات مواد MRP يا Material Requirement Planning متمركز شدند. در دهه 80 ميلادي تفكر و مفهوم MRPII Manufacturing Resource Planning بوجود آمد كه شامل بهينه سازي فرايندهاي توليدي كل كارخانه مي باشد.
پيشرفتهاي تكنولوژي نوين، توسعه
سيستم هاي نرمافزاري جهت اداره كردن واحدهاي وظيفهمند را آسان كردهاند و اجراي
مدلي مفهومي را ممكن ساختهاند. به اين مدل معماري و چارچوب يكپارچه كه سيستمهاي
اطلاعاتي سازمان را شرح مي دهد؛ ميتوان بعنوان بذر(دانه) سيستم هاي ERP نگريست. سيستمهاي ERPمختلف رايج در دسترس شامل موارد زير
مي باشند :
تعريف ERP
ابتدا تعاريف
موجود از منابع مختلف را ذكر ميكنيم :
1.
ERP يك سيستم اطلاعاتي قابل تغيير و تنظيم است كه تمام قسمتهاي مختلف و
اطلاعات و فرايندهاي آن شركت را يكپارچه ميكند.
2. ERP يك تفكر، فناوري و سيستمي براي مديريت موثرتر تمام منابع در يك
سازمان است كه اين مديريت از طريق اتوماسيون و يكپارچه كردن تمام فرآيندها و در
نتيجه بالا بردن كارايي سازمان است.
3. روشي براي برنامهريزي و
کنترل موثر تمامي منابع مورد نياز براي دريافت، توليد، ارسال و پاسخگويي به نيازهاي
مشتريان، در شرکتهاي توليدي، توزيعي و خدماتي است.
4. ERP يك راه حل مبتني بر فناوري اطلاعات است كه تمام منابع سازمان را
توسط يك سيستم به هم پيوسته با سرعت، دقت و كيفيت بالا در كنترل مديران سطوح مختلف
سازمان قرار ميدهد تا بطور مناسب فرآيند برنامه ريزي و عمليات سازمان را مديريت
نمايند.
و در نهايت :
Enterprise Resource
Planning يا
ERPسيستم جامعي است كه سعي در مديريت
موثرتر تمام منابع و يكپارچهسازي همه وظايف و بخشهاي موجود در يك سازمان با
استفاده از يك سيستم كامپيوتري واحد را دارد كه بتواند نيازهاي خاص و ويژه اين
بخشها را برآورده سازد. اين كار با استفاده از يك نرم افزار كامپيوتري انجام ميشود
كه بوسيله يك Database واحد ، امكان به اشتراكگذاري اطلاعات و ارتباط بخشهاي مختلف را با
يكديگر برقرار ميسازد. اين نرمافزار از تعدادي ماژول نرم افزاري تشكيل شده است كه
هر يك بخشي از وظايف موجود در شركت را بر عهده دارند. اغلب نرم افزارهاي
ERPآنقدر انعطاف پذير هستند كه شركتهاي خريدار قادرند تعدادي از
ماژولهاي مورد نياز و يا همه آنها را نصب و بكارگيرند.
مزاياي پيادهسازي
ERP
1. ايجاد يكپارچگي سازماني از بعد
اطلاعاتي و افزايش سازگاري در اطلاعات موجود در سازمان.
2. استانداردسازي فرايندهاي سازماني بر
اساس تجربياتي برتري [2]
كه شركت هاي عرضه كننده نرمافزار از سازمانهاي مختلف به دست آورده اند.
3. مهندسي مجدد فرايندهاي سازماني و
کاهش زمان انجام آنها.
4. تبديل فرايندهاي سازماني از حالت
ضمني به حالت صريح ( به علت مهندسي مجددي که در فرايندهاي سازمان صورت مي پذيرد
)،
5. امكان نصب و راه اندازي سريعتر
سيستمهاي مرتبط با ERP در سازمان از جمله ماژولهاي مختلف اين نرم افزار و يا ساير
نرمافزارهاي كاربردي كه از طرف عرضه كنندگان ERP ارائه نشده و مخصوص آن سازمان هستند.
6. امکان و يا تسهيل توسعه سيستمها و
تکنولوژيهاي جديداز جمله JIT،،ABC و.... ،
7. امکان ايجاد همکاريهاي تجاري،
سرمايه گذاريهاي مشترک، ادغام و.. براي سازمانها با هزينه کمتر و بازدهي بيشتر و
نتيجه بهتر.
8. تغيير تمرکز از برنامه نويسي
كامپيوتري در سازمان به بهبود فرايندها،
9. فراهم شدن زير ساخت لازم به منظور
پرداختن به SCM و CRM ، اين دو مبحث در حال حاضر تبديل به دو جزء جدايي ناپذير
ERP2 شده اند.
10. توسعه زير ساخت لازم به منظور وارد
شدن به بحث e-Business.
11. يكپارچه سازي اطلاعات: بر خلاف
سيستهاي ديگر كه ممكن است هر يك از بخشهاي مالي، فروش، توليد و... گزارشهاي ضد و
نقيضي در مورد فعاليتها و سهم خود در افزايش ميزان درآمد شركت ارائه
دهند،ERP به شركت كمك خواهد كرد كه اطلاعات مورد نظر را بصورت جامع و كامل
از يك سيستم بدست آورد.
12. يكپارچگي اطلاعات در مورد سفارشات
مشتريان :ERP كمك خواهد كرد تا سفارشات مشتريان از زمان دريافت سفارش از
مشتريان، دريافت مواد اوليه از تامين كنندگان كالا براي توليد آن سفارش تا تحويل
كالاي توليد شده به مشتري و دريافت وجه آن بطور يكپارچه در يك سيستم نگهداري شود و
به اين ترتيب شركتها قادرند براحتي سفارشات را رديابي كنند و هماهنگي لازم بين
بخشهاي مختلف شركت را ايجاد نمايند.
13. استاندارد سازي و سرعت بخشيدن به
فرآيند توليد: سيستمهايERP با استاندارد سازي فرايندهاي توليد و استفاده از يك سيستم
كامپيوتري منسجم باعث صرفه جويي در زمان و افزايش بهره وري خواهند شد.
14. كاهش موجودي
انبار:ERP با بهينه سازي فرآيند سفارشات و توليد محصول، باعث كاهش موجودي
مواد اوليه و موجودي در جريان ساخت ميگردد و همين امر موجب كاهش موجودي كالاي
ساخته شده در انبارها ميشود. به بيان ديگرERP توانايي مديريت زنجيره عرضه محصول(Supply Chain
Management) را نيز فراهم
ميسازد.
15. استاندارد سازي اطلاعات مربوط به
منابع انساني شركت، صرفهجويي در زمان و جلوگيري از دوباره كاري.
سيستم هاي تشكيل دهنده
ERP
لازم به ذكر است كه اين
تقسيم بندي مطلق نيست و مي تواند در سازمان هاي مختلف به تناسب نوع و وسعت فعاليت
هايي كه در حال انجام است تغيير كند.
هر يك از اين سيستم ها با يك پايگاه
اطلاعات واحد در ارتباط است. و اطلاعات خود را با ديگر سيستم ها به اشتراك
ميگذارد. با توجه به نوع فعاليت (توزيع جغرافيايي) بزرگي و پيچيدگي سازماني كه
سيستمERP ميخواهد در ان پياده گردد، زير سيستم هاي يك ERP تعيين ميشود و با توجه به نيازهاي سازمان عمليات انطباق
(Customizing) صورت ميگيرد. تا اين مجموعه كليه نيازهاي عمومي و خاص انها را
براورده سازد.و سپس آموزش و پياده سازي انجام گيرد.
معماري
ERP
1. كنترل
مالي (Inventory Control)
2. صورت حساب مواد
(Bill Of
Material)
3. برنامه ريزي نيازمندي ها
(Requirements
Planning)
4. حساب هزينه ها
(Cost
Accounting)
5. برنامه ريزي بودجه
(Budgeting)
6. خريد و دريافت
(Purchasing /
Receiving)
7. سفارش فروش و حمل
(Sales Order
/ Shipping)
8. عمليات هر روند
(Work in
Process)
9. مديريت توليد
(Production
Management)
10. كنترل سطح كارخانه
(Shop
Floor Control)
11. سر برنامه توليد
(Master
Production Schedule)
12. پيگيري پروژه
(Project
Tracking)
13. حسابهاي قابل دريافت
(Accounts
Receivable)
14. معين عام (General Ledger)
15. حسابهاي قابل پرداخت
(Accounts
Payable)
16. انبار و توزيع
(Warehouse /
Distribution)
17. مشخصه هاي بارز سيستم
(System Highlights)
هر يك از
قسمتهايي كه در بالا اشاره كرديم خود به قسمتهاي مختلفي تبديل
ميشوند.
مختصري در
مورد MRPو MRPII (از
زيرسيستمهاي ERP)
قبل از پرداختن به
ERP لزوم شناختي مختصر از سيستمهاي قبل از آن كه پايه و اساس
ERP بر آنها استوار است امري ضروري بنظر ميرسد. در كل MRP, MRPII,
ERP در رده
سيستمهاي برنامه ريزي طبقهبندي ميشوند.
(Material Requirement
Planning يا
MRPيك سيستم اطلاعاتي است كه براي
برنامه ريزي مواد مورد نياز براي توليد و به عبارت ديگر اقلام مشخص شده در سربرنامه
(MPS : Master
Production Schedule) توليد بكار
ميرود.
اساس كار به صورت پايين به
بالا از MPS شروع و نيازمنديهاي هر جزء راüتعيين ميكند.
ورودي ها :
1. سربرنامه توليد (MPS : Master
Production Schedule)
2. صورت حساب مواد (BOM : Bill Of
Materials)
3. پايگاه داده مالي
(Inventory Database)
4. زمانبندي مديريتي
(Lead
Times)
خروجي ها :
1. برنامه
ريزي مواد مورد نياز به صورت كامل مشخص ميگردد كه ممكن است به توليد يا خريد آنها
منجر شود.
2. تعيين اينكه
چه چيزي را به چه اندازه و چه موقع سفارش دهيم. (يا توليد
كنيم)
3. تعيين
اولويت ها جهت برنامه ريزي موجودي ها ، ظرفيت مورد
نياز
نكته مهم :
برنامه MRP عمليات پيشبيني ، ثبت سفارشات و... نيست بلكه قسمتي از مجموعه
ساخت و توليد است
MRP در محيط ERP
Manufacturing Resource
Planning يا
MRPII يك توسعه از MRP است كه براي برنامه ريزي كل منابع مورد نياز براي اجراي يك
Business به كار مي رود.
عمليات و
محدوده كاري MRPII
3. برنامه ريزي توليد
(Production
Planning / master production scheduling)
4. ساختار توليد
(Production
Structure / Bill of material processor)
5. كنترل مالي (Inventory
Control)
6. MRP
7. برنامه ريزي ظرفيت
(Capacity
Planning)
8. كنترل سطح كارخانهاي
(Shop Floor
Control)
9. برنامه خريد
(Purchasing)
10. حسابداري (Accounting)
11. تحليل مالي
(Financial
Analysis)
مزايا و
معايب سيستمهاي MRP
مزايا :
1. تاكيد و اهميت بر روند و صورت حساب
مواد (Bill Of Material)و مستقل بودن از درخواست .
2. تاكيد و اهميت بر ساختار
اطلاعاتي
معايب :
1. مواد گرا بودن آنها به جاي روند گرا
بودن آنها (Material Oriented, not process
oriented)
2. مشخصات كامل محصول بايد قبلا آماده شده باشد.
3. يك روش ثابت ميباشد بجاي اينكه وابسته به حالتهاي زمانهاي
مديريتي (Lead Times)باشد.
5. برنامهريزي ظرفيت محدود
نيست. (No
finite capacity planning)
از نقص هاي ديگر
MRP ميتوان به موارد زير اشاره كرد :
ركوردهاي
كامپيوتري نادرست : يعني MRP نميتواند بعد از تثبيت كاري انجام
دهد.
غير واقعي و
تصوري بودن سر برنامه توليد : يعني بعد از تثبيت آن امكان بهبود وجود
ندارد.
فقدان يك مديريت بالاتر
(Lack of top
management involvement)
ناپسنديده
بودن و يادگيري سخت آن برايكارمندان
سيستمهاي MRP از ابزار اوليه و اصلي براي ساخت و Monitor كردن برنامه كنترل توليد به حساب ميآيد و در حقيقت يك تصوير
زمانبندي شده و برنامه ريزي شده از نيازمندي ها و درخواستها ارائه ميدهد. در
سيستمهاي امروزي MRP در دل اين سيستمها قرار دارد و باعث توازن بين توليد و عرضه ميشود
و عمليات مالي در سازمان را منظم ميكند و يكي از بخشهاي اصلي سيستمهاي امروزي
محسوب ميشود.
نظرات ()